محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

182

تحفه خانى ( فارسى )

حبل الذراع اينست كه او را مورب رسد « 1 » و فصد باسليق عظيم الخطر است بواسطهء آنكه در تحت او شريانى و عصبه و عضله نيز هست و اگر پيشتر واقع شود خوف هلاك است و علامت خطائى واقع در فصد باسليق و رسيدن پيشتر آنست كه خون رقيق اشقر بيرون مىآيد فى الحال مبادرت به بستن او به پشم خرگوش بايد كرد و اندك كند يا و نيز الحاق كرد و خون سياوشان اگر باشد بهتر و بر عضد و صاعد آب سرد بايد ريخت تا اعصاب و شرائين و اعضا را كفايتى حاصل شود و ضيّق در عروق و مانع از جريان خون شرائين باشد و محل فصد را به پشم و ادويه مذكوره محكم بايد بست و چهار روز نبايد كشاد و بعد از چهار روز نيز در كشادن احتياط بايد كرد و بتأنى بايد كشاد كه در جريان خون از شرائين زندگانى مشكلست و حواشى محل فصد را با قوابض ضماد طلا بايد كرد و درين نيز مقصود تكثيف عضوست و تسكين خون و فصد اسيلم بدين وجه است كه بايد پيشتر زد و اگر تابستان باشد در آب دست مفصود را بايد گذاشت تا قدرى كه از خون مطلوبست به سهولت در آب بيرون آيد و اگر زمستان باشد فصد اسيلم ضرورت باشد در حمام بايد كشاده و دست در آب گرم بايد نهاد و بهتر اينست كه در فصد نيز بر طول واقع شود و فصد عرق النساء بوقت ضرورت از جانب وحشى بقرب كعب بايد و اول اسفل ساق محكم بايد بست تا رگ ظاهر شود و پيش از فصد عرق النساء اولى آنست كه عليل بحمام رود و فصد او نيز بر طول بايد و فصد صافن اولى آنست كه مورب بجانب عرض و عروق مفصوده از سر را هواى وداجين اولى آنست كه مورب زنند و عرق صدغين و هر دو مأق كه بر جانبين چشم است و تا گلو را خفيه نكنند ظاهر نمىشود و بعد از

--> ( 1 ) ن - زنند